محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

1294

تاريخ الطبرى ( فارسي )

به او نزديكتر است ؟ » گفتند : « خالد بن سعيد بن عاص . » نجاشى به خالد گفت : « ام حبيبه را به پيمبرتان به زنى ده . » خالد چنان كرد و چهارصد دينار مهر او كرد . به قولى پيمبر خداى ام حبيبه را از عثمان بن عفان خواستگارى كرد و چون او را عقد كرد كس به طلب وى پيش نجاشى فرستاد و نجاشى مهر او را داد و سوى پيمبر فرستاد . پس از آن پيمبر زينب دختر جحش را به زنى گرفت . و پيش از آن زينب زن زيد بن حارثه وابستهء پيمبر خدا بود كه فرزندى براى او نياورده بود و خدا اين آيه را دربارهء او نازل كرد بود : « * ( وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ الله عَلَيْه وَأَنْعَمْتَ عَلَيْه أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَاتَّقِ الله وَتُخْفِي في نَفْسِكَ مَا الله مُبْدِيه وَتَخْشَى النَّاسَ وَالله أَحَقُّ أَنْ تَخْشاه فَلَمَّا قَضى زَيْدٌ مِنْها وَطَراً زَوَّجْناكَها لِكَيْ لا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ في أَزْواجِ أَدْعِيائِهِمْ إِذا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَراً وَكانَ أَمْرُ الله مَفْعُولًا 33 : 37 ) * [ 1 ] . » يعنى : وقتى به آن كس كه خدا نعمتش داده بود و تو نيز نعمتش داده بودى گفتى جفت خويش نگهدار و از خدا بترس و چيزى را كه خدا آشكار كن آن بود در ضمير خويش نهان مىداشتى كه از مردم بيم داشتى و خدا سزاوارتر بود كه از او بيم كنى و چون زيد تمنايى از او برآورد ، جفت تواش كرديم تا مؤمنان را در مورد پسرخواندگانشان وقتى پسرخواندگان تمنايى از آنها برآورده‌اند تكلفى نباشد و فرمان خدا انجام گرفتنى بود . خدا عز و جل زينب را به زنى به پيمبر خويش داد و جبرئيل را در اين باب فرستاد و زينب بر زنان پيمبر فخر مىكرد و مىگفت : « ولى من از ولى شما بزرگتر و

--> [ 1 ] احزاب ، 37